لطف الله بن عبد الكريم كاشانى
3
تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )
مقدمه چون تركيب طراز معماى جهان ، و تحليل و تبديلساز نفوس و ابدان ، واحد بىعدد ، واحد معرّا از حد و عد ، به سبق تفضّل بالغه و حكمت كاملهء تركيب بىتبديل ، و معماى بىتحليل جسم و جان حضرت انسان را به كلام معجز بيان « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » « 1 » رقم اشرفيت ارزانى داشت و سفينهء نوع انسان را كه منتخب صحايف آفرينش است به مقتضاى بيان وافى تبيان « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » « 2 » به سطور پرنور فيضان نطق كه خجستهترين فضل كمالات انسانى است تزيين و تذهيب فرموده . در مخزن سينهء هر آفريده دفينهاى از علم كه در پى قرينهء بحر كرم است به وديعت گذاشت . پس هر شخصى به قدر قابليت ذاتى و استعداد جبلّى مصدر امرى از امور دنيوى و اخروى مىگردد و از او فعل حسنى ظاهر مىشود كه اهل تميز فى الحال درك آن نموده به هر نحو كه اوقاتش صرف شدهء مستقبل حالش را حملى بر ماضى كه خلق از او راضيند مىنمايند و محمول كلام خير انجامش را كه شجرهء نجات نشأتين است به اندك تصورى اهل تحقيق تصديق مىكنند و از مبتدا تا منتهاى امورش از صدق و راستى خبر مىدهند و در ضمن مقدمات مشتمل بر حسنات كلى و جزييش كه نتيجهء كليهء آن ، موجب معاونت امداد عامهء عباد است از خاص و عام مستمال و مرفه الحال مىباشند و از طريق حسن
--> ( 1 ) . سورهء تين ، 4 . ( 2 ) . سورهء بقره ، 31 .